خلاصه داستان: فیلم داستانی حماسی از دوران پرآشوب قرون وسطی را روایت میکند. پس از مرگ پادشاه سواتوسلاو، پسرش ولادیمیر، شاهزاده جوان نووگورود، برای فرار از دست برادر خائنش، یاروپولک، به تبعید میرود. اما تقدیر او را به مسیری پر از خون، خیانت و نبردهای سهمگین میکشاند؛ مسیری که نهتنها سرنوشت او، بلکه آینده سرزمین روس را رقم میزند و ...
خلاصه داستان: زندگی عالی مایکل زمانی که پورتالی را کشف می کند که به او امکان سفر در زمان را می دهد، به طرز چشمگیری تغییر می کند. او به جنگ جهانی دوم سفر می کند تا در جستجوی زمان بگذرد و تنها محبوب خود را پیدا کند.
خلاصه داستان: هنگامی که همکلاسیهای دانا و لیوا در یک گردش به سن پترزبورگ حضور مییابند، شاهد سرقت «چیژیک-پیژیک» معروف میشوند. دانشآموزان شجاع، که از معلمان خود پنهان شدهاند، به سرعت به جستجوی دزدها میپردازند و ...
خلاصه داستان: "ساشا" پسری نوچوان یک بچه روباه را در یک تله پیدا میکند، اما پس از آگاهی از تهدید شکارچیان غیرقانونی، تصمیم میگیرد این حیوان کوچک را به صورت مخفیانه در اعماق جنگل پنهان کند و از او مراقبت نماید. ماجرایی پر از احساس، داستانی از دوستی، مسئولیتپذیری و عدالت را روایت میکند و ...
خلاصه داستان: "میتیای" معلم جغرافیای یک مدرسه در سوتچی، صاحب طوطی باهوش و سخنگویی است که از خانوادهای کهن میآید؛ طوطیای که دوستانش به او کشه میگویند (نام اصلیاش اینوکنتی است). در زمانی حساس از زندگی میتیای، هنگامی که دوست دخترش لرا رابطه را موقتاً متوقف میکند و خواهان زندگی لوکس است، او به دنبال راه حلی برای تغییر اوضاع میگردد. دوستان جدیدشان به توافقی دست مییابند؛ کشه و میتیای هر کدام در مسیر بازگشت به زندگیای که از دست دادهاند، یکدیگر را یاری میرسانند.
خلاصه داستان: این سریال درباره سه مأمور پلیس است که در یک شهر کوچک کار میکنند. آنها در هر قسمت، اتفاقی با یک رویداد جنایی درگیر میشوند و اتفاقاتی رخ میدهد و زد و خوردهایی صورت میگیرد و اتفاقات احمقانهای از سوی آنان رخ میدهد و بالاخره...
خلاصه داستان: فیلم داستان "یوگنی اونگین" اشرافزادهای است که از زندگی پر زرق و برق و مهمانیهای تکراری خسته شده است. او برای یافتن آرامش به عمارت عمویش در روستا پناه میبرد. در آنجا با افراد جدیدی آشنا میشود که زندگی او را دستخوش تغییر میکند و ...
خلاصه داستان: پس از رویارویی نفسگیر با دکتر طاعون، یک سال از تبدیل شدن ایگور گروم به قهرمان شهر میگذرد. اما آرامش شهر دیری نمیپاید. ماژور گروم با چالشی جدید و دشمنی مرموز روبرو میشود. او باید بار دیگر از شهر در برابر تهدیدی ناشناخته محافظت کند.
خلاصه داستان: گلم خاطرات کودکی عجیبی داشته که باعث ایجاد علاقه او به متال می شود. بعد از چند سال گلم، ویکتوریا را میبیند و عاشق او می شود و صاحب دو فرزند به نام دی و هوی می شوند. در زندگی هرکدام از اعضای خانواده متال اتفاقات خیلی عجیبی می افتد که مجبور میشوند با آن اتفاق روبرو شوند.