خلاصه داستان: باب و جیل لارنس به همراه دخترشان بتی از انگلستان برای گذراندن تعطیلات به کشور سویس میروند. در آنجا با مردی به نام لوییس برنارد آشنا میشوند که در هتل آنها ساکن است. در یک بعد از ظهر در حالی که جیل و لوییس برنارد در حال رقصیدن هستند؛ لوییس برنارد ترور میشود. قبل از مرگ لوییس برنارد به جیل و باب اطلاعاتی میدهد تا آنها کنسولگری انگلستان را مطلع کنند.
خلاصه داستان: داستان درباره خرگوش های دست اموزی است که برای عید پاک آماده می شوند، با ساختن تخم مرغ ها و خرگوش های شکلاتی، تزئین تخم مرغ ها، بافتن و پر کردن سبدها.
خلاصه داستان: “اولیور” و “استنلی” سعی میکنند از کارفرمای خود پول قرض بگیرند تا کوکی به نام “بوپپ” کوچک را از چنگال زنی به نام”بارنابی” شرور نجات دهند. اما وقتی در این کار شکست می خورند، آنها “استنلی” را عمداً به جای عروس جا زده و…
خلاصه داستان: استن” و “الی” سرنخ های پیدا میکنن که نشون دهنده اعمال شرور گانگستر های باتچ هست. اونا برای یک سفر دنبال همسفر میگردن و تو روزنامه آگهی میدن و دختر باتچ (قصاب) اون آگهی رو می بینه …